پادشاهی آلان | |||||||||
---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
اواخر قرن ۹ میلادی [۱]–۱۲۳۸–۱۲۳۹ | |||||||||
![]() نقشه آلان براساس Ruslan S. Bzarov. | |||||||||
پایتخت | مقس | ||||||||
زبان(های) رایج | زبان آسی | ||||||||
دین(ها) | دین سکایی و سایر باور های مزدیسنا, سپس مسیحیت در قرن ۱۰ ام میلادی | ||||||||
حکومت | سلطنتی | ||||||||
دوره تاریخی | قرون وسطی | ||||||||
• استقلال از خزرها | اواخر قرن ۹ میلادی [۱] | ||||||||
۱۲۳۸–۱۲۳۹ | |||||||||
|
آلانیا پادشاهی قرون وسطایی ایرانیان آلان (اُسِتیهای باستان) بود که بین قرنهای ۹ تا ۱۳ میلادی در قفقاز شمالی، تقریباً در مکان امروزی چرکسیه، چچن، اینگوش و اوستیای شمالی-آلانیا شکوفا شد. این پادشاهی با پایتختی در ماگاس که محل آن هنوز مورد مناقشه است، در اواخر قرن نهم از خزرها مستقل شد. اندکی پس از آن، در اوایل قرن دهم، توسط یک مبلغ بیزانسی مسیحی شد.
این پادشاهی در قرن یازدهم، تحت حکومت شاه دورگولل، به اوج خود رسید و از کنترل یک مسیر تجاری حیاتی از طریق در آلان سود برد. این پادشاهی نه تنها با امپراتوری بیزانس، بلکه با پادشاهی گرجستان و همچنین پادشاهی کوچک داغستانی سریر روابط نزدیک داشت. بیزانس و گرجستان از مزدوران آلان که سوارکاران بدنامی بودند، استفاده میکردند. این پادشاهی مسئول گسترش مسیحیت ارتدوکس در میان اقوام همسایه مانند چرکسها و وایناخها بود. این پادشاهی در نهایت از قرن دوازدهم رو به زوال گذاشت و تا اوایل قرن سیزدهم عمدتاً از عملکرد خود به عنوان یک نهاد سیاسی بازماند. در سال ۱۲۳۹/۱۲۴۰، مغولها حمله کردند، ماگاس، پایتخت آنها را تصرف و ویران کردند.
نام آلانیا از ریشه ایرانی باستان *Aryāna-- گرفته شده است، که فرم مشتق شدهای از ریشه هندوایرانی *arya- ("آریایی") است. این نام با نام ایران (Ērān) همریشه است که از پارسی باستان *Aryānām ("از آریاییها") گرفته شده است.[۸][۹]
در منابع دیگر، آنها به عنوان "آس" ذکر شدهاند. در وقایعنامههای روسی و منابع مجارستانی، آنها "یاس" نامیده میشوند.[۱۰]
آلانهای قفقاز بخشی از دشت قفقاز و دامنههای رشته کوه اصلی را از سرچشمههای رودخانه کوبان و شاخه آن، زلِنچوک در غرب، تا در الان در شرق اشغال کردند. به گفته مورخ قرن دهم، المسعودی، این نشان میدهد که پادشاهی آلان از داغستان تا آبخازیا امتداد داشت. براساس کتاب حدود العالم، در شمال، آلانها با مجارها و بلغارها هم مرز بودند. در شرق، آنها نام خود را به در آلان دادند که "دروازه آلانها" نامیده میشد.
آلانها (Alani) به عنوان یک بخش ایرانیزبان از سارماتها سرچشمه گرفتند. آنها توسط حمله هونها به دو بخش، اروپایی و قفقازی، تقسیم شدند. آلانهای قفقاز بخشی از دشت قفقاز شمالی و دامنههای رشتهکوه اصلی را از سرچشمههای رود کوبان در غرب تا تنگه داریال در شرق اشغال کردند. به عنوان دستنشانده خزرها آلانیا یک ایالت حائل مهم در طول جنگهای بیزانس و اعراب و جنگهای خزر و اعراب در قرن هشتم بود. تئوفانِس испоودکننده شرح مفصلی از ماموریت لئوی ایسوریایی به آلانیا در اوایل قرن هشتم ارائه کرده است. لئو توسط امپراتور ژوستیان دوم دستور داده شد که رهبر آلان ایتاکس را برای قطع "دوستی باستانی" خود با پادشاهی آبخازیا، که با خلیفه الولید اول متحد شده بود، رشوه دهد. او از گردنههای کوهستانی عبور کرد و با آلانها پیمان بست، اما از بازگشت به بیزانس از طریق آباسگیا منع شد. اگرچه آبخازها هیچ هزینهای را برای زندانی کردن او دریغ نکردند، آلانها از تحویل فرستاده بیزانس به دشمنانش خودداری کردند. پس از چندین ماه ماجراجویی در قفقاز شمالی، لئو خود را از وضعیت مخاطرهآمیز رها کرد و به قسطنطنیه بازگشت. پس از آنکه لئو عنوان امپراتوری را به خود گرفت، سرزمین متحدان کوهنوردش توسط نیروهای عمر دوم مورد حمله قرار گرفت. یک رئیس خزر، بارجیک، به کمک آنها شتافت و در سال ۷۲۲، ارتش مشترک آلان-خزر شکستی را به ژنرال عرب، ثابت النهرانی، وارد کرد. خزرها در این دوره سخیمار و چندین دژ دیگر را در آلانیا ساختند. در سال ۷۲۸، مسلمه بن عبدالملک، پس از نفوذ به دروازه آلانها، سرزمین آلانها را ویران کرد. هشت سال بعد، مروان بن محمد از دروازه عبور کرد تا قلعههای آلانیا را غارت کند. در سال ۷۵۸، همانطور که ابن فقیه گزارش میدهد، دروازه توسط ژنرال عرب دیگری، یزید بن اوسید، نگهداری میشد. در نتیجه ایستادگی متحد خود در برابر موجهای پیدرپی مهاجمان از جنوب، آلانهای قفقاز تحت حاکمیت خانات خزر قرار گرفتند. آنها در قرن نهم متحدان وفادار خزرها باقی ماندند و در زمان سلطنت شاه خزر بنیامین، از آنها در برابر ائتلاف تحت رهبری بیزانس حمایت کردند. به گفته نویسنده ناشناس نامه شختر، بسیاری از آلانها در این دوره پیرو آیین یهودیت بودند.
در سالهای آخر اتحاد جماهیر شوروی، در حالی که جنبشهای ملی گرایانه سراسر قفقاز را فراگرفته بود، بسیاری از روشنفکران در اتحاد جماهیر شوروی اوستیای شمالی خواستار احیای نام «آلانیا» شدند. یک فیلولوژیست برجسته اوستیایی T. A. Guriev مدافع اصلی این ایده بود و اصرار داشت که اوستیها باید نام آلانها را به عنوان نام خود بپذیرند و نام اوستیای شمالی را به آلانیا تغییر دهند. اصطلاح "آلانیاً به سرعت در زندگی روزمره اوستیاییها از طریق نام شرکتهای مختلف، یک کانال تلویزیونی، سازمانهای سیاسی و مدنی، یک انتشارات، یک تیم فوتبال، یک شرکت هواپیمایی و غیره رایج شد. در نوامبر ۱۹۹۴، نام " آلانیا» رسماً به عنوان جمهوری اوستیای شمالی-آلانیا اضافه شد.[۲]