بهاء طاهر | |
---|---|
زاده | ۱۳ ژانویۀ ۱۹۳۵ جیزه، مصر |
درگذشته | ۲۷ اکتبر ۲۰۲۲ |
پیشه | نویسند، مترجم |
ملیت | ![]() |
دانشگاه | دانشگاه قاهره |
بهاء طاهر (زادهٔ ۱۳ ژانویه ۱۹۳۵ در جیزه - درگذشتهٔ ٢٧ اکتبر ٢٠٢٢) در استان جیزه مصر، نویسندهٔ مصری بود.[۱]
طاهر در سال ۱۹۵۶ با مدرک کارشناسی ادبیات از دانشگاه قاهره فارغالتحصیل شد. این نویسنده تحصیلات تکمیلی خود را تا سال ۱۹۷۳ در رشته رسانههای دیداری و شنیداری ادامه داد. طاهر تا سال ۱۹۷۵ به کار ترجمه، کارگردانی نمایش و گویندگی در تلویزیون مصر اشتغال داشت. در این سال ۱۹۷۵ در مصر ممنوع القلم شد و به ناچار مصر را ترک کرد و تا سال ۱۹۸۱ به عنوان مترجم در کشورهای مختلف آسیایی و آفریقایی دررفت و آمد بود. او از سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۹۵ در ژنو به عنوان مترجم برای سازمان ملل متحد کار میکرد. طاهر در سال ۱۹۹۵ به مصر بازگشت.[۲]
بهاء طاهر در مجموعه داستان «انا الملک جئت» که از نخستین آثار اوست و در «خالتی صفیه و الدیر» که در میانه راه داستاننویسی او قرار دارد و در «واحه غروب» که واپسین اثر اوست، به موضوع استعمار انگلیس در مصر پرداختهاست.[۳] حوادث رمان «خالتی الصفیه و الدیر» در روستایی در اطراف اقصر مصر رخ میدهد. بر اساس نظریه فیلیپ هامون (نظریهپرداز معاصر فرانسوی) شخصیتهای مرجع در این رمان شخصیتهای دینی هستند که در ذیل شخصیتهای تاریخی میگنجد.[۴] رمان «عشق در تبعید» در مورد روزنامهنگار تبعیدی است که یکی از شاهزاده های سعودی از او درخواست میکند که روزنامه ای را با سرمایه آن شاهزاده تأسیس کنند و سردبیری آن را هم برعهده بگیرد. این روزنامهنگار پس از تحقیقهایی که انجام میدهد متوجه میشود که آن شاهزاده ـ که مدعی تجارت اسب در اروپا است ـ شریک یکی از ثروتمندترین تاجران یهودی است. هدف این شاهزاده از سرمایه گذاری برای تأسیس یک روزنامه، نه قومی، نه عربی و نه ملی است. او تنها در پی قدرت است و با استفاده از ابزار رسانه و مطبوعات به دنبال جانشینی شاه عربستان و فشار آوردن بر دیگر شاهزادهها و ولیعهد است. این روزنامهنگار در خلال تحقیقاتش متوجه کمکهای مالی شاهزاده به ارتش اسرائیل برای حمله به اعراب میشود.[۵] طاهر در رمان «نقطه النور» موضوعی واقعی و ملموس را طرح میکند که ظاهرا دراماتیک و در پیوندی عمیق با احساسات عشق، پدر و فرزندی، برادر و خواهری و… است. در رمان «شرق النخیل» نویسنده از زبان یک دانشجوی فلسطینی، چگونگی همراهی انگلیسی ها و یهودیان صهیونیست را برای اشغال و غصب شهرها و خانه های فلسطینیان و فشارهای جسمانی و روحی ـ روانی نظامیان انگلیسی بر مبارزان فلسطینی برای تسلیم خانه و کاشانه شان را شرح میدهد.[۶] رمان «واحه غروب» دارای دو شخصیت اصلی به نام محمود و کاترین است. محمود در پلیس مصر فعالیت دارد. دولت مصر به هواداری محمود از افکار سید جمالالدین اسدآبادی و احمد عرابی مظنون میشود. از این رو محمود به نقطه ای دوردست در قلب صحرا تبعید میشود. نویسنده در آثار مختلف خود تحولات دوران ناصر و سپس انور سادات را، ناکام و به زیان سرنوشت مردم مصر ارزیابی میکند.[۷]
رمان واحه غروب با ترجمه رحیم فروغی به همت انتشارات نیلوفر به فارسی ترجمه شدهاست.[۸] این رمان به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، یونانی، نروژی، ایتالیایی و بوسنیایی نیز ترجمه شدهاست.[۹] دو کتاب دیگر از این نویسنده با نامهای عشق در تبعید و زمستان ترس با ترجمه رحیم فروغی به فارسی ترجمه و منتشر شدهاست.
طاهر برای نوشتن کتاب واحه غروب در سال ۲۰۰۸ برنده اولین دوره جایزه بوکر عربی شد.[۱۰] طاهر جوایز دیگری ازجمله جایزه دولتی سپاس مصر، جایزه بهترین رمان ترجمه شده در ایتالیا و جایزه ادبی مبارک (سال ۲۰۰۹) را هم دریافت کردهاست اما بها طاهر این جایزه را در سال ۲۰۱۱ در جریان اعتراضات مردم مصر علیه حسنی مبارک پس داد و گفت: وقتی دولت مبارک خون مردم شریف مصر را میریزد او نمیتواند چنین جایزهای را داشته باشد.[۱۱] همچنین وزارت فرهنگ فلسطین، نشان غسان کنفانی را به پاس قدردانی از نقش این نویسنده مصری در پیشبرد ادبیات عرب، به طاهر اعطا کرد.[۱۲]
|doi=
را بررسی کنید (کمک).