فولکلور چِک مجموعهای غنی از اسطورهها، افسانهها، خرافات، موسیقی و آداب و رسوم را در خود جای دادهاست که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاست. فلکلور جمهوری چک، علیرغم جریانهای مدرنیته، همچنان بر جنبههایی از زندگی معاصر چک تأثیر میگذارد.
جشنوارههای فولکلور، موزهها و مجموعههای مردمنگاری برای حفظ و ترویج این سنتها تلاش میکنند. عناصر فولکلور در ادبیات، سینما و حتی موسیقی و طراحی معاصر چک مشهود است و از مضامین و نقوش بصری آنها استفاده میکند.
اجداد چکها ۱۵۰۰ سال پیش به این سرزمین رسیدند. آنها از دریای سیاه و کوههای کارپات آمده بودند و زبان اسلاوی و آیینهای کهن هندواروپایی را با خود آوردند.
اساطیر چک ریشه در باورهای کهن اسلاو دارد، جایی که مجموعهای پویا از ایزدان و ایزدبانوها، نمایانگر نیروهای طبیعی و تجربیات انسانی بودند. پرون، خدای رعد و طوفان، در بالاترین مرتبه قرار داشت، در حالی که شخصیتهایی مانند سواروگ، خدای خورشید و موکش، الهه باروری، نیز از اهمیت بالایی برخوردار بودند. داستانهای این خدایان که با ارواح ساکن در جنگلها، رودخانهها و کوهها درهم آمیخته بودند، پایه و اساس یک جهانبینی معنوی را تشکیل میدادند که بر ارتباط با طبیعت تأکید میکرد.
افسانهها نیز جایگاه برجستهای در فولکلور چک دارند. داستانهای شهسواران دلاور، شاهزادهخانمهای عاقل و حقهبازان حیلهگر در این سرزمین رواج دارد. این داستانها اغلب حاوی درسهای اخلاقی و کاوشهایی در هویت ملی هستند. افسانه پرنسس لیبوشه، حاکمی خردمند و دادگر که بنیانگذاری پراگ را پیشبینی کرد، به عنوان نمادی قدرتمند از میراث چک طنینانداز میشود.
فولکلور چک در آداب و رسوم متعددی تجلی مییابد که همچنان تعاملات اجتماعی را شکل میدهند و گذر فصلها را مشخص میکنند. لباسهای ظریف، موسیقی پر جنب و جوش و جشنهای شاد، ویژگیهای بارز جشنوارههای سنتی مانند ماسوپوست، جشن کارناوال قبل از لنت و روز سنت نیکلاس است که در آن کودکان در ازای نشان دادن رفتار خوب در طول سال، هدیه دریافت میکنند.
عید پاک در جمهوری چک از سنتهای منحصر به فردی برخوردار است، از جمله تازیانه زدن نمادین دختران با شاخههای بید در روز دوشنبه عید پاک که گفته شده برای باروری و تندرستی است.
فولکلور چک مملو از موجودات جادویی مانند پریها، پریهای آبی و جنهای پر از شیطنت است. این موجودات فراطبیعی در داستانهای پریان جمعآوری شده توسط نویسندگان مشهوری مانند کارل یارومیر اربن و بوژنا نمکووا نقش برجستهای دارند، جایی که غالباً با شخصیتهای انسانی تعامل دارند و هم شگفتی و هم معضلات اخلاقی را به وجود میآورند.
موسیقی و رقص جایگاه مرکزی در فولکلور چک دارند. آهنگهای محلی پر جنب و جوش که با سازهای سنتی مانند ویولن و آکاردئون نواخته میشوند، صدایی منحصر به فرد دارند که تصاویر زندگی روستایی و جشنهای عمومی را تداعی میکنند. رقصهای محلی با حرکات پرانرژی و لباسهای رنگارنگ، روح شاد و مقاوم مردم چک را بیان میکنند.
یکی از معروفترین افسانههای پراگ افسانه فاوست است که با شیطان پیمان بست. فاوست در ازای تمام دانش و لذت دنیا برای مدت ۲۴ سال، روح خود را به شیطان فروخت. هنگامی که زمان به پایان رسید، شیطان فاوست را مستقیماً از سقف برد. تا به امروز، افسانهها میگویند که سوراخ سقف خانه فاوست در شهر جدید سالها بعد قابل مشاهده بود. امروزه میتوان نمادهای کیمیاگری را روی دیوارها و نقاشیهای دیواری مشاهده کرد که به عنوان مثال ققنوس اسطورهای و منظومه خورشیدی را به تصویر میکشند.
لیبوشه (Libuše) یک زن افسانهای بود که در قدیم بر مردم چک حکومت میکرد.
برخی از مشهورترین اسطورهها و افسانههای پراگ عبارتند از:[۱]
افسانه رادگاست: رادگاست خدای مهماننوازی، فراوانی و جنگ بود. گفته میشود که او در کوه رادهوشت زندگی میکرد و توسط مردم محلی مورد پرستش قرار میگرفت. افسانه بنیانگذاری پراگ: طبق افسانه، پرنسس لیبوشه، دختری باهوش و پیشگو، محل پراگ را پیشبینی کرد. او پیشبینی کرد که یک شهر بزرگ در محلی که دو رودخانه به هم میپیوندند، ساخته خواهد شد. افسانه گولم: گولم یک موجود غولپیکر از خاک رس بود که توسط یک خاخام یهودی برای محافظت از جامعه یهودی پراگ در برابر آزار و اذیت خلق شد. افسانه مرد سنگی: مرد سنگی مجسمهای است که گفته میشود در شب زنده میشود و در خیابانهای پراگ پرسه میزند.
روز همه ارواح چک یا دوشیچکی (Dušičky) مناسبتی سنتی است که در ۲ نوامبر برای یادبود و بزرگداشت عزیزان از دست رفته برگزار میشود. خانوادهها با پاکسازی و گلآرایی قبور و ادای احترام به مشاهیر اهل چک برای عزیزانشان یادبود برگزار میکنند. واژه دوشیچکی از واژه چک "duše" به معنای "روح" گرفته شدهاست. این روز با عناوین رسمیتری همانند "یادبود مردگان" یا "یادبود همه مومنان درگذشته" نیز شناخته میشود. در حالی که این رسم ریشه در کاتولیک رومی دارد، توسط سایر فرقههای مسیحی در جمهوری چک نیز به رسمیت شناخته شدهاست.
روز همه ارواح پس از کریسمس، به عنوان دومین تعطیلات مذهبی بزرگ در جمهوری چک در نظر گرفته میشود و توسط مؤمنان و غیرمومنان یکسان برگزار میشود. گلهای زنده بیانگر اعتقاد به زندگی ابدی هستند، در حالی که شمعها نماد رستاخیز هستند.
در فرهنگ عامه چک، اعتقاد بر این است که روح کسانی که در برزخ به سر میبرند (مکانی بین بهشت و جهنم) در آستانه روز همه ارواح به مدت یک روز آزاد میشوند. این سنت شباهتهایی با سنت کشورهای دیگر مانند مکزیک (روز مردگان) و جشنواره سلتیک سامهاین دارد. در گذشته، بوهمیها فانوسها را پر از کره میکردند تا ارواح عزیزانشان بتوانند درد زخمهای خود را تسکین دهند. رسم پخت نان شیرینیهایی به شکل استخوان توسط بوهمیهای جنوبی، و گروههایی از خوانندگان که برای دریافت آنها به درب خانهها میرفتند، در کنار بسیاری آداب دیگر، امروزه کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
بزرگترین آرامگاه کشور گورستان اولشانی است که در واقع مجموعهای از ۱۲ گورستان متفاوت است. از مشهورترین افراد خاکسپاری شده در اولشانی، یان پالاخ، کنشگر جوانی است که برای اعتراض به حمله شوروی خودسوزی کرد. گور او مورد احترام بسیاری است. از دیگر مکانهای مهم میتوان به گورستان وینوهرادی، که آرامگاه رئیسجمهور سابق واسلاو هاول و همچنین هنرمندان و افراد مشهور دیگر است و گورستان استراشنیتسه اشاره کرد.
سنت جدیدی که در طول سالهای اخیر باب شدهاست، گذاشتن یادگاریهایی در قبر دختری جوان در گورستان مالا استرانا است. افسانهها ادعا میکنند که این کودک فرشتهای بودهاست، تا حدی که مدیران گورستان با گذاشتن یادگاری به شکل امروزی، مخالفت میکنند.
در گذشته، بر تغییرات مرتبط با چهار فصل سال تأکید میشد. هر فصل آداب و رسوم خاص خود را داشت. در بهار، مردم آداب و رسومی را اجرا میکردند که سلامت محصولات و برداشت موفق آتی را تضمین میکرد. در زمستان، مهمترین نکته محافظت از خانهها و روستاییان در برابر اثرات نامطلوب هوای سرد و نیروهای ماوراء طبیعی بود.
بسیاری از مناطق چک همچنان جشنهای سنتی برگزار میکنند که به موسیقی فولکلور، رقص و لباس محلی نیز میپردازند. از مهمترین این جشنها میتوان به غرق کردن مورانا، شرووتاید، برافراشتن تیر ماه می، برداشت انگور یا عید پاک اشاره کرد.