مهناز افخمی (زادهٔ ۲۴ دی ۱۳۱۹ در کرمان) یک فعال حقوق زنان و نویسنده ایرانی است که از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ در سمت «وزیر مشاور در امور زنان» فعالیت میکردهاست.[۱] او دومین زن وزیر در ایران پس از فرخرو پارسا و دبیرکل سازمان زنان ایران از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ به مدت ۸ سال بودهاست. او همچنین بنیانگذار و رئیس سازمان آموزش و مشارکت زنان (WLP) و مدیر اجرایی بنیاد مطالعات ایران است.[۲] وی از سال ۱۳۵۷ در ایالات متحده زندگی میکند.
افخمی با تأسیس و ریاست چندین سازمان مردمنهاد بینالمللی با هدف ارتقاء جایگاه زن،[۳] از دهه ۱۳۵۰ طرفدار حقوق زنان بودهاست.[۴] او نویسنده کتابها و مقالههای متعددی در زمینهٔ حقوق زنان است و سخنرانیهای بسیاری در مورد جنبش آزادی زنان، حقوق بشر زنان، زنان در رهبری، زنان و فناوری، وضعیت زنان در جوامع با اکثریت مسلمان و مشارکت زنان در ساختن جامعه مدنی و دموکراتیکسازی داشتهاست. از کتابهای او میتوان به «به سوی یک جامعهٔ مداراگر»، «زنان در تبعید»، «ایمان و آزادی»، «زنان مسلمان و مشارکت در عرصههای سیاسی»، «حقوق زن در ایران» و «آموزش حقوق زنان در جهان اسلامی» اشاره کرد.[۵] کتابهای او به چندین زبان ترجمه و در سطح بینالمللی توزیع شدهاست.[۶][۷]
مهناز افخمی با نام اصلی مهناز ابراهیمی در سال ۱۳۱۹ در کرمان زاده شد. او از طایفه شیخیه و نوه حسن خان مختارالملک پسر حاج موسی خان پسر ابراهیم خان ظهیرالدوله پسرعمو و داماد فتحعلی شاه قاجار بود که بازماندگانش به خانها ابراهیمی مشهور شدند. محمدکریم خان کرمانی پسر ظهیرالدوله و عموی مختارالملک، بنیانگذار شیخیهای کریمخانی کرمان بود که سالها بر کرمان حکومت کردند و صاحب قدرت و ثروت و نفوذ فراوانی بودند.[۸] به گفته هوشنگ شهابی مادر مهناز افخمی بهائی بود.[۹] مهناز بزرگترین فرزند خانواده سه فرزندی است. به گفته وی در برنامه پولتیک، مادرش (فردوس نفیسی) و مادربزرگش، از همسران خود جدا شدند و با پذیرفتن نقش سرپرستی خانواده، الگوی وی به عنوان زن مستقل و قوی بودند.
مهناز افخمی وقتی یازده سال داشت، مادرش از پدرش مجید خان ابراهیمی جدا شد و به آمریکا رفت. مهناز در دانشگاه سانفرانسیسکو و دانشگاه کولورادو در بولدر تحصیل کرد و در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت. وی سپس به تدریس زبان انگلیسی در دانشگاه ملی ایران پرداخت پس از آن به عضویت سازمان زنان ایران درآمد و بعداً دبیرکل این سازمان شد.[۱۰][۱۱] او در سه سال آخر دوره محمدرضا شاه به وزارت امور زنان منصوب شد اما با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ از ایران رفت[۱۰] مهناز افخمی اکنون در مریلند به همراه همسرش غلامرضا افخمی زندگی میکند.[۱۱]
افخمی پس از خروج از ایران به همکاری با بنیاد مطالعات ایران پرداخت.[۱۲]
او در سال ۱۹۹۵ «سازمان بینالمللی آموزش و همکاری زنان» را در آمریکا بنیان گذاشت. این سازمان غیردولتی پس از کنفرانس بینالمللی زنان در پکن (۱۹۹۵) تأسیس شد و با ۲۰ کشور مختلف همکاری میکند (که ایران جزو این کشورها نیست).[۱۲]
افخمی در سن ۱۷ سالگی، به یک اتحادیه کارگری پیوست و زمانی که کارفرما او را بهطور موقت اخراج کرد و دوباره او را به کار گرفت تا از پرداخت هزینه مرخصی جلوگیری کند، نقض حقوق خود را به عنوان کارگر را با موفقیت به چالش کشید.[۱۳] او این واقعه را با اعتقاد خود به این باور که سازماندهی میتواند باعث ایجاد تغییرات اجتماعی شود، اعتبار میدهد.
در سال ۱۹۷۶ از افخمی خواسته شد به کابینه دولت ایران بپیوندد و وزیر امور زنان شود.[۱] این پست قبلاً در ایران وجود نداشت و تنها شخصی که چنین موقعیتی را در اختیار داشت فرانسوا ژیرو در فرانسه بود.
افخمی و خواهرش فرح ابراهیمی در سریال مقصد آمریکا در شبکه پیبیاس در سال ۲۰۰۵ حضور داشتند. خواهر افخمی در زمان تصدی وزارت او، یکی از رهبران جنبش دانشجویی خواستار سرنگونی محمدرضا پهلوی بود.
افخمی در سال ۱۹۶۹، دو سال پس از بازگشت به ایران به عنوان استاد ادبیات و رئیس گروه زبان انگلیسی دانشگاه ملی ایران، به جنبش زنان ایران پیوست و انجمن زنان دانشگاه را بنیان نهاد. او در سال ۱۹۷۰، دبیرکل سازمان زنان ایران (WOI) شد.[۱۴] او ده سال در آنجا ماند و در این مدت برای حقوق زنان ایرانی کار کرد.[۱۳]
در آن سالها، سازمان زنان ایران ــ تحت سرپرستی شاهزاده اشرف ــ به دست گروهی سودجو افتاده بود، که با بهرهگیری از امکانات تبلیغی گسترده ساواک میکوشیدند تا با روشهای عوامفریبانه فلسفۀ رژیم شاه در باب «آزادی زنان» را توجیه کنند. بعدها نیز که این سازمان به یک وزارتخانۀ کامل ــ با بودجۀ دولتی مستقل ــ تبدیل شد، «مهناز افخمی» یکی از دوستان نزدیک شاهزاده اشرف در رأس آن قرار گرفت، تشکیلات وزارتخانۀ جدید به صورتی درآمد که جز تأمین منافع شاهزاده و اطرافیانش هدف دیگری را دنبال نمیکرد. مهناز افخمی با بهرهگیری از موقعیت خود همواره انبوهی از لباسهای آخرین مدل به سالنهای مد اروپا سفارش میداد، که قیمت آنها غالباً سر به ارقام نجومی میزد. در یک مورد نیر عکسی از او در جراید چاپ شد که داشت با لباس «ایوسن لوران» و عینک آفتابی «کریستیان دیور» در یک روستای ایران با زنی دهاتی صحبت میکرد. و البته انتشار این عکس باعث شد که انواع جوکها راجع به او در محافل روشنفکری تهران تا مدتها رواج داشته باشد.[۱۵]
افخمی در زمانی که وزیر امور زنان بود، قوانین ایران در زمینه طلاق به زنان حقوق برابر داده بود. او حداقل سن ازدواج را افزایش داد از اشتغال زنان با مرخصی زایمان و مراقبت از کودکان حمایت کرد و قوانین خانواده سال ۱۹۶۷ را ساخت.[۱۳][۱۶]
افخمی به عنوان عضوی در شورای عالی تنظیم خانواده و رفاه ایران و در هیئت امنای دانشگاه کرمان و دانشگاه فرح (دانشگاه الزهرای کنونی) فعالیت کردهاست.[۱۷] از او او نقل شده که «توانمندسازی زنان یک روند و یک رویکرد جامع است که شامل افزایش آگاهی، مهارتسازی و اصلاح قوانین ناعادلانهای است که تحصیلات و اشتغال زنان، مشارکت آنها در تصمیمگیریها و مهمتر از همه فرصتهای استقلال اقتصادی آنان را محدود میکند.»[۱۸]
هنگامی که انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ آغاز شد، افخمی در سازمان ملل در نیویورک مشغول مذاکره برای ایجاد انستیتوی تحقیق و آموزش بینالمللی برای پیشرفت زنان (INSTRAW) بود. اتهام غیرحضوری او «مفسد فی الارض و محاربه با خدا» بود.[۱۹] او هرگز به ایران بازنگشته و در تبعید زندگی میکند؛ اگرچه گفتهاست که اگر نظام ایران تغییر کند، دوست دارد برای کمک به بازسازی ایران بازگردد.[۲۰]
وی در سال ۱۹۹۴ ، زنان در تبعید، مجموعهای از پرترههای زنان فعال در تبعید سیاسی را منتشر کرد.
افخمی سپس به جنبش بینالمللی حقوق زنان پیوست و گفت: «شرایطی که زنان در آن اشتراک دارند بیش از آنهایی است که آنان را از یکدیگر متمایز میکند.»[۲۲] وی مشاور دیدهبان حقوق بشر و معاون اول و مدیر اجرایی خواهری جهانی است؟ است[۲۳] او در آن زمان به سوی فمینیسم جهانی را نوشت.
افخمی معتقد است که دین و فمینیسم با هم ناسازگار نیستند («زنان نباید مجبور شوند میان آزادی و خدا یکی را انتخاب کنند»). با این وجود، فرهنگ و دین میتوانند از نظر حقوق بشر زنان مشکلساز شوند: «ما باید این سؤال را مطرح کنیم که چرا نفی ابتداییترین حقوق برخورد مدنی با زنان همیشه بر اساس برخی از نکات اساسی فرهنگ است؟ آیا این فرهنگ واقعی است یا این یک طلسم است که برای حفظ برخی از امتیازات اقتصادی، اجتماعی یا صرفاً روانشناختی استفاده میشود؟»[۲۹]
وی موضعی در برابر نسبیگرایی فرهنگی و استثناگرایی اسلامی اتخاذ کرده و صریحاً اظهار داشت که حقوق بشر جهانی است و باید از چارچوبهای مذهبی فراتر رود: «در مرکز درگیری معضل حقوق بشر زنان مسلمان است - آیا زنان مسلمان به دلیل انسان بودنشان حقوق دارند یا به دلیل زن مسلمان بودن از حقوق برخوردارند.»[۳۰]
افخمی با نگاهی به گذشته و تغییراتی که در ایران قبل از انقلاب رخ داد، گفت: «به نظر من اشتباه اصلی ما این نبود که کارهای دیگری را که باید میکردیم انجام ندادیم. اشتباه اصلی ما این بود که شرایطی را ایجاد کردیم که در آن تناقضات مربوط به مدرنیسازی، پیشرفت، برابری و حقوق بشر، به ویژه حقوق زنان افزایش یافت و واکنش به کار ما شاید فشار بیش از حد بر ساختار اجتماعی کشور وارد کرد.»[۳۱] وی با تبلیغ کتابی که توسط نوشین احمدی خراسانی، فعال ایرانی نوشته شدهاست، بهطور علنی از کمپین یک میلیون امضای ایران برای پایان دادن به قوانین تبعیضآمیز علیه زنان حمایت کردهاست.[۳۲] او معتقد است که جنبش نسبت به یک قرن اخیر وارد مرحله جدیدی شدهاست.[۳۱]
زندگی و فعالیت افخمی در جنبش زنان در ایران ، سنتشکنی و زندگی در تبعید از موضوعات زندگینامه فارسی صدای آمریکا در سال ۲۰۱۲ بود.
اعتراضات خیابانی در پی انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ با حضور پر رنگ زنان همراه بود. مهناز افخمی معتقد است که آنچه توسط زنان در ایران اتفاق افتاد تداوم منطقی حرکتی است که نزدیک به یکصد سال پیش در کشور آغاز شده بود. او در مصاحبهای که در آذر سال ۱۳۹۰ منتشر شد بر این نکته تأکید کرد: «جنبش سبز در ایران تداوم حرکتی است که نزدیک به یک قرن پیش آغاز شد و فرازها و فرودها و تغییر و تحولهای تکاملی و انقلابی پرشماری را پشت سر گذاشت.» وی وضعیت کنونی در ایران را «مرحلهای دیگر از جنبشی در جریان» توصیف میکند.[۳۳]
2015 Beyond Equality: A Manual for Human Rights Defenders (co-authored), Women's Learning Partnership, Bethesda, Maryland
2012 Victories Over Violence: Ensuring Safety for Women and Girls (co-authored), Women's Learning Partnership, Bethesda, Maryland
2010 Leading to Action: A Political Participation Handbook for Women (co-authored), Women's Learning Partnership, Bethesda, Maryland
2002 Toward a Compassionate Society (editor), Women's Learning Partnership, Bethesda, Maryland
2001 Leading to Choices: A Leadership Training Handbook for Women (co-authored), Women's Learning Partnership, Bethesda, Maryland
1998 Safe and Secure: Eliminating Violence Against Women in Muslim Societies (co-authored), Sisterhood Is Global Institute, Bethesda, Maryland
1997 Muslim Women and The Politics of Participation (co-edited with Erika Friedl), Syracuse University Press, Syracuse, New York
1996 Claiming Our Rights: A Manual for Women's Human Rights Education in Muslim Societies (co-authored with Haleh Vaziri), Sisterhood Is Global Institute, Bethesda, Maryland
1995 Faith and Freedom: Women's Human Rights in the Muslim World, Syracuse University Press and I.B. Tauris
1994 Women and the Law in Iran (1967–1978) (compilation with introduction), Women's Center of the Foundation for Iranian Studies
1994 Women in Exile, University Press of Virginia
1994 In the Eye of the Storm: Women in Postrevolutionary Iran (edited with Erika Friedl), Syracuse University Press and I.B. Tauris
1992 Iran: A PreCollegiate Handbook (with Charlotte Albright), Foundation for Iranian Studies
1978 "Notes on the Curriculum and Materials for a Women's Studies Program for Iranian University Women" "Iran's National Plan of Action for Integration of Women in Development: Theory, Structure and Implementation" (manuscripts prepared for the Women's Organization of Iran Center for Research on Women, Tehran)
"Women's Human Rights in Iran: From Global Declarations to Local Implementation", in Women and Girls Rising: Progress and Resistance Around the World, edited by Ellen Chesler and Terry McGovern. Routledge Global Institutions, New York and UK, 2016.
"Foreword: Sunlight , Open Windows, and Fresh Air: The Struggle for Women's Rights in Iran", in Shirin Nehsat: Facing History by Melissa Ho, Smithsonian Books, 2015.
"Rights of Passage: Women Shaping the 21st Century," in The Future of Women's Rights: Global Visions & Strategies, edited by Joanna Kerr, Ellen Sprenger, and Alison Symington. Zed Books, New York: 2004.
"Epilogue: Our Shared Human Values" in To Mend the World edited Marjorie Agosín and Betty Jean Craige. White Pine Press, New York, 2002
"The Women's Organization of Iran: Evolutionary Politics and Revolutionary Change," in Women in Iran From the Rise of Islam to the Islamic Republic, edited by Lois Beck & Guity Nashat. University of Illinois Press: 2002.
"Gender Apartheid, Cultural Relativism, and Women's Human Rights in Muslim Societies," in Women, Gender, and Human Rights: A Global Perspective, edited by Marjorie Agosín, Rutgers University Press, 2001.
"Cultural Relativism and Women's Human Rights," in Women and International Human Rights Law, edited by Kelly D. Askin and Dorean M. Koenig. Transnational Publishers, Inc. , New York: 2000.
"Gender Apartheid and the Discourse of Relativity of Rights in Muslim Societies," in Religious Fundamentalisms and the Human Rights of Women, edited by Courtney Howland. St. Martin's Press, New York: 1999.
"A Vision of Gender in Culture" in Culture in Sustainable Development: Investing in Culture and Natural Endowments edited by Ismail Serageldin, Joan Martin-Brown. From a conference sponsored by the World Bank and the United Nations Educational, Scientific, and Cultural Organization (UNESCO). World Bank, 1999.
"A Woman in Exile," in A Map of Hope, edited by Marjorie Agosin. Rutgers University Press: May 1999.
"Towards Global Feminism: A Muslim Perspective," in Radically Speaking: Feminism Reclaimed, edited by Diane Bell and Renate Klein. Spinifex Press: 1996.
"Identity and Culture: Women as Subjects and Agents of Cultural Change," in From Basic Needs to Basic Rights, The Institute for Women, Law, and Development: 1996.
"Middle Eastern Women and Human Rights," in Women, Culture and Society: A Reader. Kendall/Hunt Publishing Company: 1994.
"Human Security: A Conversation," in Social Research. The New School, New York: Vol. 69, No. 3, Fall 2002.
"Our Shared Humane Values," In Touch', Women of Washington, Los Angeles & Orange County, April 2001, Vol.8. No.4.
"At the Crossroads of Tradition & Modernity: Personal Reflection," SAIS Review, The Johns Hopkins University Press, Summer-Fall 2000, Vol. XX, No. 2.
"Beijing and Muslim Women," in Muslim Politics Report, Council on Foreign Relations: November/December 1995.
In Persian: "Evolutionary Politics and Revolutionary Change," Iran Nameh, (Summer 1997). "What is Modern in the Contemporary Poetry of Iran," Jahan Now, Tehran, l972. "Influence of the Haiku on Modern American Poetry," Jahan Now, Tehran, l971.
↑گفتگوی نوشین احمدی خراسانی با مهناز افخمی، دومین وزیر زن در ایران (۵ مهر ۱۳۸۷). «سرگذشت «قانون حمایت از خانواده»». مدرسه فمینیستی. بایگانیشده از اصلی در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۸. دریافتشده در ۲۳ شهریور ۱۳۸۸.
↑ ۱۱٫۰۱۱٫۱Afkhami, Gholam Reza. «Women, State, and Society in Iran 1963-1978: An Interview with Mahnaz Afkhami» (به 2003). Bethesda, MD: Foundation for Iranian Studies.نگهداری یادکرد:زبان ناشناخته (رده)
↑ ۱۳٫۰۱۳٫۱۱۳٫۲Afkhami, Gholam Reza (2003). Zanun-e Iran, 1357-1342: Mosahebeh ba Mahnaz Afkhami (Women, State, and Society in Iran 1963-1978: An Interview with Mahnaz Afkhami). Bethesda, MD: Foundation for Iranian Studies.
۱ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۳ به وزارت نیرو تغییر پیدا کرد. ۲ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۳ به وزارت مسکن و شهرسازی تغییر پیدا کرد. ۳ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۴۹ به وزارت تعاون و امور روستاها تغییر پیدا کرد. ۴ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۳ با ادغام سازمان جلب سیاحان در آن، به وزارت اطلاعات و جهانگردی تغییر پیدا کرد. ۵ وزارت امور اقتصادی و دارایی از ادغام وزارت اقتصاد و وزارت دارایی در سال ۱۳۵۳ تأسیس شد. ۶ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۴ با ادغام وزارت رفاه اجتماعی در آن، به وزارت بهداری و بهزیستی تغییر پیدا کرد. ۷ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۳ به وزارت راه و ترابری تغییر پیدا کرد. ۸ نام این وزارتخانه در سال ۱۳۵۳ با ادغام وزارت منابع طبیعی در آن، به وزارت کشاورزی و منابع طبیعی، و در سال ۱۳۵۵ با ادغام وزارت تعاون و امور روستاها در آن، به وزارت کشاورزی و عمران روستایی تغییر پیدا کرد. ۹ در سال ۱۳۴۵، به سازمان امور اداری و استخدامی کشور تبدیل شد. ۱۰ در سال ۱۳۵۴ از وزارت مشاور به معاونت نخستوزیر انتقال پیدا کرد. ۱۱ نام این سازمان در سال ۱۳۵۱ به سازمان برنامه و بودجه تغییر، و مقام ارشد آن، از مدیرعامل به رئیس تغییر پیدا کرد.
۱۲ معاونت اجرایی نخستوزیر از سال ۱۳۴۵، وزارت مشاور محسوب شد.